یادداشتهای شخصی احمدرضارحیمی

"بسم رب الشهدا و الصدیقین"
در پانزدهمین روز از ماه خدا در یکی از سالهایی که فرزندان آقا روح الله سودای آسمانها را داشتند به جرگه زمینیان پیوستم. آشنا به علوم آسمان و زمین و علاقمند به تاریخ معاصر ایران.این علاقه من را به سیاست کشاند ولی اهل سیاست نیستم، معتقدم سیاست "اهل"خودش را دارد و ما "اهلیت"آن را نداریم.منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستم.
arrahimi@chmail.ir
اینستاگرام
https://www.instagram.com/ahmadrrahimi

یادداشت سحرگاهان

دوشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۴، ۰۴:۰۳ ق.ظ

حول و حوش یک ساعت بعد از افطاری بود که حس و حالم عوض شد و هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ فیزیکی. نمی دونم این چه حس و حالیه.کلا بدنم جوون نداشت حوصله هیچ کسی  رو نداشتم بچه ها که باهام صحبت میکردند حوصله گوش دادن به حرفاشونو نداشتم ،فقط دوست داشتم یه گوشه ای تنها بشینم و بچه ها رو نگاه کنم ، هیچ مشغله فکری هم نداشتم که بگم فکرم در گیر بود... اینم از حس و حال عجیب من

الان که دعای سحر رو رادیو و تلوزیون می خونه منم این فراز از مناجات شعبانیه رو می نویسم؛خیلی دوسش دارم ولی افسوس که با تمام وجود نمی تونم قسم بخورم که بهش اعتقاد دارم

 وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی

کاستی و فزود و سود و زیانم تنها به دست توست نه دگری.

  • ۹۴/۰۴/۰۱
  • احمدرضا رحیمی

نظرات  (۱)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی