یادداشتهای شخصی احمدرضارحیمی

"بسم رب الشهدا و الصدیقین"
در پانزدهمین روز از ماه خدا در یکی از سالهایی که فرزندان آقا روح الله سودای آسمانها را داشتند به جرگه زمینیان پیوستم. آشنا به علوم آسمان و زمین و علاقمند به تاریخ معاصر ایران.این علاقه من را به سیاست کشاند ولی اهل سیاست نیستم، معتقدم سیاست "اهل"خودش را دارد و ما "اهلیت"آن را نداریم.منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستم.
arrahimi@chmail.ir
اینستاگرام
https://www.instagram.com/ahmadrrahimi

سلام بر شب جمعه

پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۴ ق.ظ

سلام می دهم از راه دور در شب جمعه

سلام بر حرم تو ؛ سلام بر شب جمعه

.

به سمت صحن و سرای تو ایستاده ام آقا

سلام می دهمت با دو چشم تر ؛ شب جمعه

.

فقط نیامده بانوی بی نشان به زیارت

رسیده است پدر در بر پسر ؛ شب جمعه

.

نشسته زینب کبری کنار حضرت زهرا

حسن نشسته کنار پیامبر ؛ شب جمعه

.

چه قدر فطرس پر سوخته ست گرد ضریحت

کنار این همه مرغ شکسته پر ؛ شب جمعه

.

هنوز خاطره ی اوّلین زیارت خود را

مُرور می کنم ای مهربان به هر شب جمعه

.

فقط دعای فرج ؛ تحت قُبّه ی تو بخوانم

دوباره زائر قبرت شوم اگر شب جمعه

.

چه عطر سیب لطیفی گرفته است فضا را

پُراز شمیم تو گشته ست هر سحر ؛ شب جمعه

.

به حق لحظه ی بر نیزه رفتن سر طفلت

مرا به کرببلا باز هم ببَر ؛ شب جمعه

.

چه صحنه های عجیبی عبور کرد ز چشمم

پدر ؛خرابه ؛سه ساله ؛کنار سر ؛ شب جمعه

.

.

.

محمد قاسمی

  • ۹۷/۰۷/۲۶
  • احمدرضا رحیمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی