یادداشتهای شخصی احمدرضارحیمی

"بسم رب الشهدا و الصدیقین"
در پانزدهمین روز از ماه خدا در یکی از سالهایی که فرزندان آقا روح الله سودای آسمانها را داشتند به جرگه زمینیان پیوستم. آشنا به علوم آسمان و زمین و علاقمند به تاریخ معاصر ایران.این علاقه من را به سیاست کشاند ولی اهل سیاست نیستم، معتقدم سیاست "اهل"خودش را دارد و ما "اهلیت"آن را نداریم.منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستم.
arrahimi@chmail.ir
اینستاگرام
https://www.instagram.com/ahmadrrahimi

سلام می دهم از راه دور در شب جمعه

سلام بر حرم تو ؛ سلام بر شب جمعه

.

به سمت صحن و سرای تو ایستاده ام آقا

سلام می دهمت با دو چشم تر ؛ شب جمعه

.

فقط نیامده بانوی بی نشان به زیارت

رسیده است پدر در بر پسر ؛ شب جمعه

.

نشسته زینب کبری کنار حضرت زهرا

حسن نشسته کنار پیامبر ؛ شب جمعه

.

چه قدر فطرس پر سوخته ست گرد ضریحت

کنار این همه مرغ شکسته پر ؛ شب جمعه

.

هنوز خاطره ی اوّلین زیارت خود را

مُرور می کنم ای مهربان به هر شب جمعه

.

فقط دعای فرج ؛ تحت قُبّه ی تو بخوانم

دوباره زائر قبرت شوم اگر شب جمعه

.

چه عطر سیب لطیفی گرفته است فضا را

پُراز شمیم تو گشته ست هر سحر ؛ شب جمعه

.

به حق لحظه ی بر نیزه رفتن سر طفلت

مرا به کرببلا باز هم ببَر ؛ شب جمعه

.

چه صحنه های عجیبی عبور کرد ز چشمم

پدر ؛خرابه ؛سه ساله ؛کنار سر ؛ شب جمعه

.

.

.

محمد قاسمی

  • احمدرضا رحیمی

صاحبنظران در حوزه علوم استراتژیک معتقدند ایران اسلامی در عرصه جنگ نرم بین 80تا120حوزه در حال جنگ می باشد که به سر فصلهای آن به صورت کلی در اقتصاد، فرهنگ ،سیاست، محیط زیست و ... می باشد که متاسفانه  بسیاری از آنها را ما نمی دانیم و هیچ شناختی نداریم در حالیکه در یک تهاجم گسترده قرار داریم؛ مثل اینه که در یک منطقه جنگی وارد شدیم بدون اینکه سلاحی داشته باشیم و از وضعیت جغرافیایی منطقه، آرایش نظامی دشمن و ادواتش و.. اطلاعی داشته باشیم خوب مسلم است که ما خیلی زود از پای درخواهیم امد. اینجا هم همینطوره ما وقتی هیچ شناختی به جنگ نرم نداشته باشیم قطعا دیر یا زود آسیب خواهیم دید.
امروز تیتر اول خبرگزاری فارس را که دیدیم همین موضوع در ذهنم تداعی شد  آمریکا که حتی کوچکترین قطعات خودرو هواپیما و ...را تحریم کرده چرا غلات را تحریم نکرده و همچنان محصولات کشاورزی را به ایران می فرستد، اینجاس که کمی باید مشکوک شویم و ببینیم هدف از این اتفاق چیست؟ شکی نیست که اینجا بحث تراریخته و اصلاح ژنتیک این محصولات مطرح می شود که به صورت کلی میتوان تحت عنوان بیوتروریسم مطرح کرد.صهیونیست ها حتی با غذای شیعیان هم کار دارند این مال امروز نیست شاید حدود 150تا 200 سال سابقه دارد که برنامه ریزی کنند و ذائقه شیعیان را به سمتی جهت دهند که نتیجه آن سرد مزاجی، بی غیرتی و... شود. در تاریخ داریم وقتی که در چند سال چیش کشورهای ازوپایی می خواستند به ایران حمله کنند، سربازان امدند به فرمانده شان گفتند دشمن سلاح دارد سرباز دارد ما چکار کنیم؛ فرمانده هم می گوید نگران نباشید ما هم خرما داریم! یعنی اینکه خرما گرم مزاج است و ادم گرم مزاج با غیرت است. اینقدر غذا در برخورد با دشمن تاثیر دارد که متاسفانه ما هیچ اطلاعی نسبت به این مسائل نداریم و دشمن هم دقیقا از این عدم اگاهی ما بهترین استفاده رو می کند و اهداف خود را پیاده می کند.    

  • احمدرضا رحیمی

حسین جان الهی نگاهت منو هم ببینه

دعا کن الهی غمت رو دل من بشینه

منو هم سوا کن بگو زائر اربعینه


  • احمدرضا رحیمی


من و این حال قشنگ نوکری تو روضه‌ت

من و این دقیقه‌های عاشقی تو هیئت

واسه من هیچ‌جای دنیا نداره این حس‌و

آخه چی بهتر از این میخوام منِ بی‌قیمت

دستمو وا نکن، از پَرِ پرچمت

میکُشَتَم منو، آخرش این غمت

بذار که جون بدم، توی محرّمت

همین حال‌و، همین حس‌و میخوام

یعنی میشه ببینم با چشام

که امسال اربعین کرببلام


شب دوم محرم  1397

  • احمدرضا رحیمی


با همه بدیم دیدم عزای تو رو
آخه میدونم دل تو سوخته برام
همه عزتم همین پیراهنیه که
به تنمه مادر تو دوخته برام
سر می دهم آقا برات
دوست دارم
اربابی بهت میاد
دوست دارم
به جون نوکرات
دوست دارم

  • احمدرضا رحیمی


خـدارو شـکر که نوکر دولت اربـاب شدیم
سینه زن و گریه کنه حضرت ارباب شدیم
این کار هرکسی نیست فاطمه لیاقتم داد
کـرب وبـلا رفتم اگه خودش اذن زیارتم داد

  • احمدرضا رحیمی


این شبا من با اشکای روونم
هر جوری باشه توی روضتونم
زنده بمونم شب هشتم امسال
یاد قدیما باز اینو بخونم
جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید

  • احمدرضا رحیمی

 از بچگی که در مجالس عزاداری و روضه خوانی شرکت می کردم در غالب اوقات بعد از مجلس یک احساس خیلی خوبی پیدا می کردم انگار سبک می شدم و یک نشاط خاصی پیدا می کردم این حالت فقط در این گونه مجالس بر من مستولی می شد و هیچ جای دیگر نمی توانستم پیدا کنم. همیشه مهمترین دغدغه ای که داشتم این بود که چطوری می تونم این حس را نگه دارم و باهاش زندگی کنم چونکه تو کارام و روابطم خیلی اثر گذارم بود و لذت می بردم ولی متاسفانه بعد از چند روز همه چیز به حالت قبل از مجلس برمی گشت و اون حالت انبساط روحی  کم رنگ و کم رنگ تر میشد و در نهایت تمام میشد.

چند روز پیش قسمتی از کتاب هدف خلقت حضرت آیت الله مهدوی را مطالعه میکردم به داستانی برخورد کردم که متوجه شدم اصحاب پیامبر هم همین دغدغه را داشتند! شخصی از حضرت باقر ع می پرسد وقتی که با شما هستیم دلهای ما نرم و هیچ تعلقی به دنیا نداریم ولی وقتی که از خدمت شما میرویم دوباره دنیا به ما روی می آورد. حضرت باقر ع فرمودند اصحاب پیامبر هم همین سوال را از رسول الله داشتند و ایشان در جواب فرمودند:هرگز،(این نفاق نیست) اینها وسوسه های شیطان است که شمارا به دنیا تشویق می کند، به خدا سوگند آگر شما به همان حالی که خودتان را توصیف کردید می ماندید هر آینه فرشتگان دست در دست شما می گذاردند و بر روی آب راه می رفتید.

سخنرانی های آیت الله مهدوی برام همیشه تر و تازست خیلی دوست دارم پا منبرهای ایشون بشینم صحبتهایش خیلی روان و ساده و در عین حال پرمحتوا و حکیمانه است. امسال تو صحبتهاشون مطالبی رو مطرح کردند که پی به یکی از نقاط ضعفم بردم؛خیلی برام جالب بود. چیزی اصلا بهش توجهی نمیکردم حالا  در مرکز ثقل توجهاتم قرار گرفته. 

 

  • احمدرضا رحیمی

باز هم محرم آمد، باز هم هیئت و عزاداری و باز هم نوکری برای ارباب...خیلی خدا رو شاکرم که توانستم در محرم امسال نفس بکشم و به من اجازه داد مشکی پوش عزیز حضرت زهرا بشوم. واقعا محرم بهار دلها و جانهاست با ورود به محرم انگار حس و حال آدم تغییر پیدا می کند و با مشکی پوش شدن مثل اینکه زیبا ترین لباس رو پوشیده ای و حس خوبی رو پیدا می کنی.باز هم می گوییم ان شاءالله این عزاداریها و معارف اهل بیت در زندگیمون عملیاتی بشود تا مصداق این فراز از زیارت عاشورا"اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد"بشویم.

دیروز توصیه بهم شد که قبل از پوشیدن لباس مشکی از حضرت زهرا به رسم ادب و احترام اذن بگیر چرا که صاحب عزا حضرت زهراست و این عمل نشانه احترام به ایشان است نزدیکیهای غروب و قبل از رفتن به مسجد پیراهن مشکی ام را در دست گرفتم و چند جمله ای با حضرت زهرا درد و دلی کردم که امیدوارم باز هم مثل همیشه من رو مورد لطفشون قرار بدهند. ان شاء الله

بعد از سه چهار ماه غیبت قاعدتا باید حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشم ولی بنظرم حجم مطالب آنقدر زیاد است که وقت نوشتن آنها رو ندارم. اما اون چیزی که نمیشه ازش گذشت و مهمترین اتفاق زندگی ام بود این است که بالاخره به جرگه متاهلان پیوستم؛ چهارم اسفندماه 96 یکی از زیباترین و به یاد ماندنی ترین روزهای عمرمه که این وصلت مبارک و ان شاءالله پرخیر و برکت در این روز  رقم خورد.از صمیم قلب خدارو شاکرم و این ازدواج را مدیون امام مهربانیها هستم.همانطور که قبلا در یکی از پستهای وبلاگم نوشتم سال 94 توفیق شد که بعد از 17 سال پابوس امام رضا برسم اون سال سه درخواست داشتم که در خواست دومم این بود یا علی ابن موسی الرضا لطف کن و دست خانمم را شما تو دستم بگذارو...؛ الان که به گذشته نگاه می کنم و می بینم واقعا همینطوره همه چیز دست به دست هم دادتا این ازدواج رقم بخورد و خدارو صد هزار بار شاکرم و از امام رضاع بابت این لطفش به ماممنونیم.

  • احمدرضا رحیمی



مادرم کرده سفارش که بگو اول ماه

بابی انت و امی یا اباعبدالله

-------------
ماه رمضان امسال از روز نوزدهم ماه بشدت بیمار شدم طوری که شش هفت روز نتونستم روزه بگیرم و در بستر بیماری بسر می بردم اون روز با خودم میگفتم که به همین راحتی یک نفر میتونه از فیوضات و برکات ماه رمضان و شبهای قدر محروم بشود، این روزها دوباره دارم به همین مسئله فکر میکنم که مبادا مشکلی پیش بیاید و نتوانم از مجالس عزاداری استفاده کنم.ان شاء الله خداوند توفیقی بدهد که بتوانم از این مجالس استفاده کنم و این معارف در زندگی ام جاری و ساری بشود.

  • احمدرضا رحیمی